تبليغاتX
حميد پروانه
  

 

    نمايش مرگ در سينما                                 

 

فيلم ها معمولا برشي از زندگي انسان ها را برروي پرده بازمي تابانند اما كمتر

 

فيلمي است كه صرفا به زندگي بپردازد و مرگ در آن نقشي نداشته باشد در

 

جهان واقعي مرگ يك انسان بخصوص اگر از نزديكان ؛ دوستان يا آشنايان

 

باشد واقعه اي بسيار تاسف برانگيز و منقلب كننده محسوب مي گردد اما

 

فيلم هائي هستند كه كروركرور آدم در آن كشته مي شود ولي خم به ابروي

 

كسي نمي آيد ودر برخي مواقع حتي اسباب التذاذ تماشاچي متفرعن را

 

فراهم مي سازد. فيلم هائي هستند كه درآن شخصي مي ميرد پدر ؛مادريا

 

فرزند خود را از دست مي دهد اما در بيننده هيچگونه حس تاثر و تاسفي

 

پديدار نمي گردد عجز فيلمساز از خلق شخصيتهائي كه حس همذات پنداري

 

تماشاگر را برانگيزد سبب مي گردد كه مرگ آنان نيز عظمت لازمه را در بر

 

نداشته باشد.  فيلم مي خواهم زنده بمانم ساخته رابرت وايز يكي از معدود

 

فيلم هائي است كه موفق شده مرگ يك انسان را آنچنان تكان دهنده و

 

رعب آور به تصوير بكشد كه انگار جان ميليون ها انسان يكجا گرفته مي شود

 

                                          

 

شخصيت اصلي فيلم باربارا گراهام كه سوزان هيوارد نقش او را ايفا مي كند

 

زني است كه داراي فساد اخلاقي است و قاعدتا مرگ او نبايد احساسات

 

بيننده را برانگيزد اما رابرت وايز در پرداخت فيلم نامه و همچنين ساختار

 

سينمائي آنچنان مهارت به خرج مي دهد كه تماشاگر از مرگ او عميقا متاثر

 

مي گردد. منشاء اين تاثر به زن يا مادر بودن باربارا بر نمي گردداتفاقا در صحنه

 

هايي كه باربارا با فرزند خود ملاقات مي كند فيلمساز به جاي كش دادن آن

 

و سوزناك كردن فيلم به سرعت از اين فصل ها مي گذرد . عامل ديگري كه

 

مي توانست عواطف بيننده را به نفع باربارا برانگيزاند آه و ناله و تاسف او بر

 

سرنوشت غم انگيز خويش بودكه فيلمساز با درايت از اين تمهيد نيز پرهيز

 

مي كندو باربارا تا دم مرگ شخصيت شوخ و شنگ خود را حفظ مي كند و در

 

پاسخ به مامور اطاق گاز كه به او توصيه مي كند هنگام باز شدن شير گاز

 

نفس هاي عميق بكشد تا مرگ راحت تري داشته باشد به طعنه جواب

 

مي دهد از كجا مي داند ؟ مرگ تجربه اي يگانه است كه هيچكس نمي تواند

 

در اختيار ديگري قرار دهد. عليرغم دوري جستن فيلمساز از اين ترفندها باز

 

كمتر فيلمي است كه همچون مي خواهم زنده بمانم قادر باشد بيننده را

 

درگير موقعيت دهشتبار قهرمان اثر گرداند چون فيلمساز از راه ديگري به

 

آن رسيده است راهي كه چندان سهل الوصول نيست و به ذات سينما

 

نزديكتر است . از لحظه صادر شدن حكم دادگاه تا رفتن باربارا به اطاق گاز

 

فيلم زمان زيادي را به خود اختصاص مي دهد و كارگردان به اندازه كافي روي

 

آن تامل مي كند . تعليق يكي ديگر از اركان مهم فيلم است كه يكلحظه بيننده

 

را آسوده نمي گذارد . هربار كه تاريخ و ساعت اعدام باربارا به تعويق مي افتد

 

بيننده نيز همراه او اميدوار مي گردد كه اعدام باربارا منتفي گرديده است و هر

 

بار كه تاريخ و ساعت جديدي براي فرستاده شدن وي به اطاق گاز اعلام

 

مي گردد بيننده به همراه باربارا افسرده مي گردد . افراد زيادي خارج از زندان

 

براي جلوگيري از اعدام باربارا تلاش مي كنند . بنابراين هر دستي كه به در

 

كوبيده مي شود يا هر زنگ تلفني كه به صدا در مي آيد جرقه اميدي است كه

 

توجه را جلب مي كند . ترفند ديگري كه فيلمساز از آن سود جسته تاكيد بر

 

جزئيات ابزار اعدام يعني اطاق گاز است . نخستين بار وقتي كه باربارا روي

 

صندلي دندانپزشكي مي نشيند دوربين با تاكيد مشابهتش را با صندلي اطاق

 

گاز يادآور مي گردد و سپس جزئيات آماده سازي اطاق گاز با دقت نشان داده

 

مي شود . ابتدا پرده سياهي كنار مي رود و فضاي داخلي اطاق گاز نمايان

 

مي گردد سپس نماهاي درشتي از ريخته شدن محلول هاي سمي در

 

شيشه هاي مخصوص و فعاليت پرسنل اطاق گاز نشان داده مي شود .اين

 

نماها دردناك بودن مرگ باربارا را تشديد مي كند . در پايان عده اي از پشت

 

شيشه هاي اطاق گاز و ما نيز از طريق پرده سينما ناباورانه جان كندن باربارا

 

را مي نگريم و عميقا از مرگ انساني كه مي خواست زنده بماند متاثر

 

مي گرديم . 

                                                                        

+ در دوشنبه 27 خرداد1387 0 |

حمید پروانه شرح حال  نمایشنامه  فیلمنامه  فیلم  نقد و نظر  تصاویر     

 

 

برنامه كانون فيلم انجمن سينماي جوان لاهيجان در خرداد ماه ۱۳۸۷  

 

 

۱- ۶/۳/۸۷ : دائي جان - كارگردان : ژاك تاتي - ۱۹۵۸

 

 ۲- ۱۳/۳/۸۷ : فارست گامپ - كارگردان : رابرت زمه كيس ۱۹۹۴

 

۳- ۲۰/۳/۸۷ : كودك - كارگردان : برادران داردن - ۲۰۰۵

 

 

 

۴- ۲۷/۳/۸۷ : پاريس - تگزاس : كارگردان : ويم وندرس ۱۹۸۴

  

+ در پنجشنبه 2 خرداد1387 23 |