دايره زنگي – ساخته : پريسا بخت آور

بلاخره چشممان به جمال فيلمي روشن شد كه به يكي از
مسائل مبتلابه جامعه ايراني مي پردازد .البته اينكه درعصر
ارتباطات ماهواره هنوز يك معضل درايران بشمار ميرود
بسيار عجيب است و مردمي كه بيست سال بعد اين فيلم
را مي بينند احتمالا از اين مسئله بسيار متعجب خواهند شد
همانطوركه نسل امروز نمي تواند باور كند كه روزگاري
استفاده از ويدئو ممنوع بوده است . ولي خوب ملتي كه
حافظه تاريخي خوبي نداشته باشد ناگزير از تكرار تاريخ
خواهد بود و زمان ؛ انرژي و منافع زيادي را از دست خواهد
داد . امروزه سد سازي در مقابل پديده هاي تكنولوژيك كه
به دليل ماهيت خود غير قابل كنترل و تحميل گر مي باشند
كاري عبث است و براي مهار آن بايد سياستي ديگر اتخاذ
نمود . بهروز افخمي زماني كه نماينده مجلس بود نظر
جالبي در اينمورد داشت او معتقد بود كه درجامعه اي با
مختصات جامعه ايران نه مي توان ماهواره را ممنوع نمود
و نه آزاد كرد . و هم اكنون ظاهرا طبق يك توافق اعلام
نشده چنين امري نه در ايران بلكه فقط در تهران تحقق
يافته است . بنابراين ماهواره خود را به زندگي مردم تحميل
كرده است . و براي آنكه مردم كمتر رغبت به استفاده از
ماهواره داشته باشند دو راه بيشتر پيش رو نداريم يا بايد
تلويزيون ايران را متحول نماييم و در راه اندازي شبكه هاي
كابلي ترديد نكنيم يا اينكه برنامه هاي ماهواره را پس از
دوبله و اصلاح مختصر از تلويزيون خودمان پخش نماييم!
دايره زنگي حتي اگر فيلم خوبي نبود صرفا به دليل جسارت
در طرح اين مسئله هم مي توانست جايگاه ارزشمندي در
سينماي ايران داشته باشد و حالا چه خوب كه فيلم خوش
ساخت و خوش پرداختي هم از كار در آمده است و عمده
امتياز خود را مرهون فيلمنامه پر و پيمان و پر از جزئيات
اصغر فرهادي است . دايره زنگي فيلم شلوغي است اما
اين شلوغي باعث نگرديده كه سررشته كار از دست
نويسنده و كارگردان خارج گردد . فقط در پايان فيلم
تماشاگر احساس مي كند كه نياز دارد يك بار ديگر فيلم
را ببيند واين مسئله در سينمائي كه اكثر فيلم ها را حتي
يكبار تا به آخر نمي توان تحمل نمود حسن بزرگي است
كاراكترهاي فيلم به غير از محمد و شيرين از پنج خانواده
تشكيل شده اند كه هركدام ويژگي مخصوص به خود را
دارند بنابراين بيننده براحتي با آنها ارتباط برقرار نموده و
و تك تك شان را به خاطر مي سپرد . ويژگي خانواده رزاقي
( مهران مديري) در اين است كه همسر آقاي رزاقي تمام
هم و غمش ترجمه رمان هري پاتر است و اين مسئله او را
از توجه كافي نسبت به خانواده اش باز داشته است . در
اين خانواده همچنين پدربزرگي با خصوصيات دائي جان
ناپلئون وار حضور دارد كه نقشي كليدي در داستان دارد
و اصلا تمام قضاياي تعمير ديش ها به خاطر او صورت
مي گيرد . ويژگي خانواده خانم جعفري و همسرش ( امين
حيائي ) در اين است كه خانم جعفري مدير مدرسه است
و ترس از به خطر افتادن موقعيت شغلي اش سبب گرديده
كه از داشتن ماهواره اجتناب نمايد در عين حال ايشان بايد
در اسرع وقت كادوئي تهيه كرده و به مراسم پاتختي
بستگان برسا نند كه در نهايت مجبور مي شوند ريسيور
ماهواره را به عنوان كادو با خود ببرند كه از ظرايف فيلمنامه
در پيوند دادن موضوعات فرعي به موضوع اصلي است .
شعله ( بهاره رهنما ) زن تنهائي است كه تمام فكر و
ذكرش ارتباط با كانالهاي ماهواره و خواندن شعر و ترانه
براي آنهاست . خانواده آقاي سرخي ( شريفي نيا ) ظاهرا
ويژگي خاصي ندارند كه احتمال دارد دراين نسخه حذف
شده باشد اما از پسري صحبت مي كنند كه دردوبي است
و زن سرخي سعي دارد همسر مناسبي براي او دست
و پا نمايد . و اما آخرين خانواده ؛ خانواده آقاي عبدا... زاده
است كه خانواده اي سنتي ؛ مذهبي محسوب مي گردند با
اعتقاداتي نه چندان محكم كه در كنتراست با خانواده هاي
ديگر عاملي در جهت شكل گيري درام مي باشند ويژگي
اين خانواده داشتن پسري فيلمساز است كه بعدا در
پيشبرد قصه نقش بسزائي خواهد داشت . اين خانواده ها
در عين حال كه با هم درگيرند دچار درگيري هاي دروني نيز
هستند.نوع كمدي كه دراين فيلم بيشتر نمود دارد عمدتا از
نوع كمدي سوء تفاهم است . بيننده به دليل سوء تفاهم
ايجاد شده بين شخصيت هاي فيلم مي خندد .به عنوان
مثال مي توان به صحنه هاي زير اشاره نمود . صحنه ورود
شيرين به خانه امين حيائي براي رفتن به دستشوئي و
متعاقب آن سررسيدن خانم جعفري و بد گمان شدن نسبت
به همسرش . تلفن شعله به خانه شيرين و لو دادن او با
صداي مردانه درحاليكه اين شماره مربوط به خانه آقاي
عبدا... زاده بود و آنها را نسبت به دخترشان كه به كوه رفته
بد گمان مي سازد و پيدا شدن پيژامه آقاي عبدا... زاده در
ماشين شعله كه بدگماني همسرش نسبت به او را درپي
دارد.اما صحنه درخشان فيلم كه منتهي به باز شدن گره
فيلم و روشن شدن هويت اصلي شيرين مي شود قرار
گرفتن ناخواسته او جلوي دوربين خسرو و گفتن ديالوگ
هاي يك زن خياباني درازا ي گرفتن مقداري پول است در
اين صحنه شخصيت واقعي او با نقشي كه قرار است بازي
كند يكي مي شود و منجر به افشا ء شخصيت واقعي او
مي گردد .دايره زنگي البته ضعف هائي هم دارد مثل تيتراژ
فيلم كه همخواني چنداني با مضمون اثر ندارد يا صحنه
آشتي كنان درخانه عبدا... زاده كه منجر به ديدن فيلم در
اطاق خسرو مي شود كه درآن شرايط بحراني چندان
منطقي به نظر نمي رسد يا صميميت بيش از اندازه محمد و
شيرين كه با آشنائي يكشبه ايجاد نمي گردد . و همچنين
فيلمبرداري شتاب زده فيلم كه به نظر مي رسد صرفا به
دليل عجله در تمام كردن فيلم روي دست انجام گرفته
است . كه به هرحال به دليل امتيازات فيلم دربرهوت
سينماي ايران قابل صرفه نظر كردن است .

